جمله ای از جانی دپ و ارتباط آن با شطرنج!

 چرا که به شخصه افراد زیادی را دیدم که در طول دوران ورزشی(بازیکن، مربی یا داور) همیشه یک دلمشغولی دارند!

 اگه با هم صادق باشیم؛ همیشه بین انتخاب و ماندن در شطرنج و یا انجام کاری از قبیل: ادامه تحصیل، دنبال کردن رشته ورزشی دیگر، سینما، موسیقی و... دو دل هستند.

هرگاه دچار شکست یا نگرانی می شوند در توجیه عدم نتیجه گیری از استعداد بالقوه خودشان در عرصه های دیگر صحبت میکنند. در صورت قبول این موضوع؛ سوال اینجاست که چرا شطرنج؟ اصلا بهتر نیست اول از هر چیز جایگاه واقعی، ممتاز و اولویت اول خودمان را کشف کنیم؟

این شک و دودلی نه تنها به پرورش استعدادها کمکی نمیکند بلکه هر روز مقداری از انرژی و فکرمان را هم صرف خود میکند.

پس بهتر است در انتخاب هایمان بیشتر توجه کنیم، حتا اگر شده با دوستان و نزدیکان یا یک روانشناس مشورت کنیم؛ تا تکلیفمان حداقل با خودمان مشخص شود!

ورود و خروج ورزشی ها یا غیر ورزشی ها که هر روز شاهد آن هستیم دقیقا به همین خاطر است که انتخاب یا عدم آن در وقت ضروری باعث میشود(حتا سالها بعد) شاهد رفت و آمدهای غیرمنتظره باشیم! (جنگ شطرنجی- فوتبالی ها نیز شاید بی ربط به این موضوع نباشد که میل دارم در وقتی دیگر به آن بپردازم)راستش اگه رئیس فدراسیونمون هم شطرنج را دوست میداشت؛ سمت فوتبال نمیرفت!

کم نبوده ورزشکارانی که به محض یک فشار عصبی یا بیمهری ورزش مورد علاقه خود را کنار گذاشته اند و کارشناسان به همه چیز اشاره میکنند الا اینکه اصلا ورود ورزشکار و انتخاب روز اول انتخاب درستی بوده است و انتظارات شخص را برآورده کرده یا خیر؟

به هر حال پیشنهاد میکنم به جمله جانی دپ بیشتر دقت کنیم! جنگ اول به از صلح آخر!

/ 1 نظر / 29 بازدید

جمله ی است در ذات خود زیبا حتی اگر هیچ ربطی به شطرنج و یا هیچ چیز دیگری نداشته باشد.