حال و هوای ابری شطرنج کشور
ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٧  کلمات کلیدی: اخبار خرم آباد-لرستان- ایران- جهان ، گالری عکس ، مقالات- داوری ومربیگری در شطرنج

مدتی است که حال و هوای شطرنج کشورمان ابریست!

به شخصه معتقدم هر دوره ضعف و قدرت هایی داشته، چه عملکرد فدراسیون چه فدارسیون نشین ها!

بگذریم که در این بین سهم لرستان همیشه یک وعده نهار و یک رای در روز انتخابات بوده تا موهبت هایی از نوع استان هایی خاص!

این که وزارت ورزش و فدراسیون را یک لر زاده اداره کند یا غیر، مهم نیست؛ مهم توجه به شهرستان های محروم و ایجاد تنوع و خلاقیت در برنامه های سالانه در تمام سطوح و برای همه فعالان رشته شطرنج است.

چرا که در این سال ها تمام توجه به یکی دو استان، یکی دو استاد بزرگ، یکی دو داور، یکی دو مربی و یکی دو کارمند فدارسیون بوده! آیا همه سرمایه شطرنج کشور همین ده نفر هستند!!؟؟

خدا وکیلی اگه همه این دعواها واسه امثال این ده نفر است والا ما راضی نیستیم دوستان کام خودشان را تلخ کنند! یه طوری با هم کنار بیان مثل سالهای گذشته! بهترین روش را هم کدخدا منشی میدانم(حتی بهتر از روش سوئیسی و دوره ای)! روشی که سالها در استان ما انجام شد و جواب گرفت!

امیدوارم همه حواشی به وجود آمده(چه موافق چه مخالف!) برای رشد و توسعه شطرنج باشد تا منافع شخصی و روابط پشت پرده!

قصد دارم برخی مطالب و حواشی مربوط به انتخابات فدارسیون را در این مدت پوشش بدهم!

اولین مقاله را از سایت آچمز انتخاب کردم که در ادامه با هم می بینیم:

 


جناب آقای وزیر، شطرنـج رنـج می کشد



اندیشیدن را چه هنر بدانیم چه توانایی، اکنون شطرنج کشورمان در دوره ای از تاریخ خود قرار دارد که در آن نیاز مبرمی به توانایی و هنر اندیشیدن احساس می شود. شوربختانه رشته ای که همگان از آن به عنوان مظهری از قدرت تفکر، مدیریت و برنامه ریزی یاد می کنند، اکنون خود از سوءمدیریت رنج می برد.

"محمدجعفر کامبوزیا" در سال 1381 در اقدامی ناگهانی و به علت آنچه که خستگی بیش از حد از فعالیت در سازمان ورزش عنوان کرد از سمت ریاست فدراسیون شطرنج استعفا داد اما در اواخر سال 1388 پس از سال ها دوری، بار دیگر به فدراسیونی که با گذشته بسیار تغییر کرده بود، بازگشت. بازگشتی که برخلاف دوره پیشین، حوادثی تلخ و اتفاقات ناگوار بی شماری در پی داشت که نه تنها سبب کاهش ترغیب و نزول جایگاه شطرنج در اذهان عمومی گردید بلکه موجب افت رتبه ی تیم ملی کشورمان در میادین بین­ المللی شد تا جایی که تیم ملی شطرنج ایران در زمان مدیریت ایشان نتوانست مقام سوم بازی های آسیایی را تکرار کند و حتی در دوره اخیر مسابقات جهانی با سقوط 32 پله ای خود نسبت به دوره گذشته در مکان شصت و یکم جای گرفت. این رتبه به حدی نامطلوب و دور از انتظار بود که در جدول رده بندی پایانی، تیم شطرنج بازان نابینای جهان، 17 پله بالاتر از تیم ملی ایران به چشم می خورد!!!

همچنین سال گذشته در بازی های آسیایی داخل سالن که در شهر اینچئون کره جنوبی برگزار شد تیم ملی شطرنج ایران پس از عملکردی  نا امید کننده در بخش های آغازین (انفرادی و سریع تیمی)، در بخش پایانی (بلیتس تیمی) با پیروزی 3 بر 1 در برابر ازبکستان به جمع چهار تیم و مرحله نیمه نهایی رقابت ها راه یافت اما در پی اشتباهی فاجعه بار و به دلیل عدم رعایت یک قانون ساده، بازنده اعلام شد چرا که مسئولین تیم ملی کشورمان در اقدامی عجیب در تاریخ مسابقات شطرنج، فراموش کرده بودند که چیدمان تیم را به کادر برگزاری مسابقات تسلیم کنند!!! بدین ترتیب تیم ملی کشورمان در میان بهت و حیرت همگان، با نتیجه 4 بر صفر بازنده اعلام شد و با حذفی مضحک و دردناک از صعود به مرحله بعدی باز ماند و برای نخستین بار، بازی های آسیایی داخل سالن را بدون کسب مدال ترک کرد.

دردناک تر این که رئیس فدراسیون پس از آن فاجعه بزرگ، تصمیم به وارونه جلوه دادن حقیقت گرفت و گفت: "پیروزی در آن مسابقه نیز دردی از ما دوا نمی ‌کرد زیرا اگر این اتفاق نمی‌ افتاد ما چهارم می شدیم و از آنجا که در مسابقات برای ما مهم مدال گرفتن است بنابراین این که چهارم شویم یا ششم دیگر برای ما مهم نبود". در حالی که حقیقت چیز دیگری بود و چهار تیم برتر مرحله مقدماتی به مرحله نیمه نهایی صعود می کردند. شاهد مدعا این که تیم اندونزی که در مکان چهارم قرار گرفت در دیدار رده بندی تیم ازبکستان را شکست داد و به مقام سوم مسابقات رسید.

همچنین انجام اقداماتی بر خلاف آیین نامه و به عبارتی قانون شکنی فدراسیون در روز روشن که موجب دلسردی بسیاری از اهالی شطرنج گردیده از جمله اقدامات مخرب دیگر فدراسیون کامبوزیا است. به عنوان مثال هفته پایانی لیگ برتر شطرنج کشورمان با وجود اعتراضات، با اصرار و پافشاری عجیب فدراسیون، در تاریخی غیر قانونی و خلاف آیین نامه ای که خود فدراسیون اعلام کرده بود، برگزار گردید که منجر به امتناع چند تیم شرکت کننده و لطمه جبران ناپذیری بر پیکره لیگ برتر شطرنج کشورمان، یکی از معتبرترین و با قدمت ترین لیگ های شطرنج قاره آسیا، گردید. کم توجهی به لیگ های برتر کشورمان و این گونه اقدامات نابجا و نسنجیده سبب شده طی سال های اخیر تیم های صاحب نامی همچون «پرسپولیس»، «سایپا»، «راه آهن»، «صنعت نفت»، «مهرام» و ... در حالی که اغلب سابقه قهرمانی داشتند، یکی پس از دیگری از حضور در این رقابت ها انصراف دهند.

برگزاری لجبازگونه برخی از مسابقات مهم در بدترین زمان های ممکن از جمله برگزاری مسابقات شطرنج قهرمانی نوجوانان کشور در ایام تحصیلی و حتی امتحانات دانش آموزان و دانشجویان مورد عجیب دیگری است که باعث بروز مشکلات فراوان برای بازیکنان و مربیان شده است. از طرف دیگر عملکرد ضعیف گروه گزینشگر فدراسیون شطرنج، بذر نا امیدی در میان شطرنج بازان نوجوان و مستعد کشورمان پاشیده و موجب غیبت بسیاری از آنان و در نتیجه کاهش سطح کیفی و اعتبار این مسابقات شده است چرا که در پی مصوبات این گروه، برخی از نورچشمی ­ها از حضور در مسابقات قهرمانی کشور معاف می شوند و می توانند بدون حضور در این مسابقات، جواز حضور در مسابقات قهرمانی نوجوانان جهان و قاره آسیا را کسب کنند.

همچنین طی سال های اخیر روند نامطلوبی که فدراسیون کامبوزیا در پیش گرفت سبب شد که مهم ترین و باقدمت ترین مسابقه بین المللی کشورمان که به نام ایام الله دهه فجر نام گذاری شده است و پیش تر با حضور قهرمانان شطرنج جهان، اروپا و آسیا و شطرنج بازان سرشناسی از کشورهای مختلف جهان برگزار می شد، هر سال نا امیدکننده تر و ضعیف تر از سال گذشته برگزار شود به طوری که در دوره اخیر این مسابقات تنها سه استاد بزرگ و شطرنج بازانی از تنها سه کشور خارجی آن هم عراق، آذربایجان و ارمنستان در آن حضور داشتند که این اتفاقات به هیچ عنوان شایسته نام و اعتبار این مسابقات با قدمت بین المللی نبود. کیفیت دو دوره اخیر به حدی نازل بود که حتی با کسب عنوان قهرمانی مقتدرانه، امکان کسب حتی یک نورم استادی برای قهرمانان میسر نشد.

از اتفاقات ناگوار دیگری که طی سال های اخیر سبب دلسردی جامعه ی شطرنج شده است، بی توجهی و عدم حضور ریاست فدراسیون در مراسم افتتاحیه و اختتامیه رویدادهای مهم از جمله لیگ برتر کشور، مسابقات بین المللی فجر، جام بین ­المللی خزر و ... است در حالی که وی سفرهای برون مرزی شطرنج را حتی اگر در سیبری باشد به ندرت از دست می دهد. البته شاهکار وی عدم حضورش در مراسم اختتامیه مسابقات قهرمانی نوجوانان قاره آسیا که به میزبانی کشورمان برگزار گردید، بود. مسئولین و بازیکنان کشورهای خارجی در مراسم اختتامیه قهرمانی نوجوانان آسیای 2013 در محمودآباد مازندران با تعجب یکدیگر را نگاه می کردند چرا که در مراسم اختتامیه این مسابقات قاره ای خبری از رئیس، نایب رئیس و حتی دبیر فدراسیون کشور میزبان نبود!!

نمونه سوءمدیریت های مذکور تنها بخشی از آن چیزی است که در این چند ساله مدیریت کامبوزیا گریبان شطرنج را گرفته است. بی توجهی و بی علاقگی وی به رشته تحت مدیریتش تا جایی ادامه یافت که نامش برای مدیرعاملی باشگاه فوتبال پرسپولیس مطرح شد اما با توجه به ویژگی های رشته ورزشی فوتبال، صدای مخالفت اهالی این رشته که حتی چند روز هم تاب رفتارهای او را نداشتند بسیار رساتر از صدای اهالی شطرنج به گوش رسید و کامبوزیا که هنوز پشت میز مدیرعاملی ننشسته مصاحبه های جنجالی انجام می داد حضورش در پرسپولیس منتفی اعلام شد. وی نه تنها مدیرعامل پرسپولیس نشد بلکه هجمه ی سنگین اهالی فوتبال علیه او و فدراسیون شطرنج موجب سرخوردگی اهالی شطرنج گردید. چندی بعد متولی شطرنج کشور که ظاهراً حاضر است عطای ریاست فدراسیون این رشته را به لقای مدیریت در هر جایی به غیر فدراسیون شطرنج ببخشد بار دیگر در انتخابات کمیته ملی المپیک آن هم در دو بخش کاندیدا گردید که این بار نیز پس از شکست در انتخابات مذکور، چاره ای جز ماندن در خیابان حجاب برایش باقی نگذاشت.

حال پرسشی که پیش می آید این است که مدیری که خود قادر به درک جایگاه شطرنج نبوده و با اقدامات نابخردانه­ و با اظهار نظرهای عجیب و فرافکنانه از جمله "اسپانسرها عقل خود را از دست نداده‌اند که بیایند در یک اتاق در بسته تبلیغ کنند" یا این که "اگر کسی اسپانسر شطرنج شود تنها برای رضای خدا این کار را می‌کند، چون در شطرنج جای تبلیغات نیست" و" اگر پول نیست فدراسیون را تعطیل کنند" موجب بی اهمیت جلوه دادن رشته اندیشه پرور شطرنج می گردد، چگونه از بنگاه های اقتصادی انتظار دارد که از شطرنج حمایت کنند؟ آن هم در حالی است که در دوره قبلی ریاست فدراسیون و حتی در دوره ریاست خود ایشان حامیان مختلفی از جمله «همراه اول»، «بانک انصار»، «شهرداری تهران»، «کفش ملی»، «سوآچ»، «فجر شمس آتیه»، «گروه بهمن»، «کندی» و ... از شطرنج حمایت کرده اند.

پرسش مهم تر دیگر این که فردی که از هیچ تلاشی جهت احراز پست در سازمانی غیر از فدراسیون شطرنج چشم پوشی نکرده و در اظهارات دور از انتظار خود حتی خواهان تعطیلی فدراسیون شده، هم اکنون با چه انگیزه و نیتی دوباره در انتخابات آتی فدراسیون شطرنج کاندیدا شده است؟

روی سخن آخرم با مسئولین محترم وزارت ورزش و جوانان است. آیا صلاحیت اشخاصی که به پست مدیریتی شان در فدراسیون های تابعه به عنوان سکوی پرتاب نگاه می کنند و با سوءمدیریت خود صدمات جبران ناپذیری به پیکره ­ی آن می زنند قابل تأیید است؟ مگر نه این که آزموده را آزمودن خطاست؟ آیا برگزاری انتخاباتی عادلانه در مجمعی به سرپرستی ایشان امکان پذیر است؟ چرا سکان هدایت فدراسیون را به افرادی که برای این کار سرشار از شور و انگیزه بوده و به مدیریت صحیح واقفند، نسپاریم؟

جناب آقای گودرزی، وزیر محترم ورزش و جوانان از شما استدعا دارم که صدای شطرنج را نیز بشنوید. شطرنج، رنج می کشد. مگر نه این که در دولت تدبیر و امید مبنای واگذاری مناصب باید شایستگی، راستگویی و درستکاری باشد. خواهشمندم برای رشته ای که خود عامل تقویت تفکر و اندیشه محسوب می شود چاره ای بیاندیشید و به رنج روز افزون آن پایان دهید.

اکنون چشم امیدمان به شماست تا امید و اقتدار را به جامعه شطرنج میهن عزیزمان بازگردانید.

رضا مهدی پور


گزیده ای از این مطلب در روزنامه مردم سالاری امروز به چاپ رسیده است