آیا شطرنج یعنی وقت تلف کردن؟ چرا بهترین شدن، بدبختی است؟
ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢  کلمات کلیدی: اخبار خرم آباد-لرستان- ایران- جهان

آیا شطرنج یعنی وقت تلف کردن؟ چرا بهترین شدن، بدبختی است؟

اگر شما مهندسی می خوانید، دلیل این که مثلاً به جمعیت شناسی علاقه ای نشان نمی دهید، این است که چیزی از جمعیت شناسی نمی دانید. مگر قبل از این که وارد رشته ی تحصیلی خودتان شوید، چقدر از آن می دانستید؟ کافی است تصور خودتان از رشته تان را قبل از ورود به آن با تصور کنونی تان درباره اش مقایسه کنید. و یا این که ممکن است گرفتار این نوع از گمراهی شده باشید که هرچیزی که شکل و فرم ریاضی نداشته باشد، مزخرف است!

شخصاً به این نتیجه رسیده ام که همه ی رشته های دانشگاهی زیبایی خودشان را دارند. فقط متفاوتند. شما در مهندسی، راهی که قرار است طی کنید معلوم است. با قاطعیت بیشتری نسبت به علوم انسانی می توانید مسائل رشته تان را حل کنید. در حالی که پیشرفت در علوم انسانی راهی پرسنگلاخ تر است و هیچ چیز در آن قطعی نیست و مطالب بی فایده و بدیهی زیادی دارد. در عین حال، ریشه ای تر عمل می کند و ارزش بیشتری دارد.

به همین صورت، شطرنج هم فقط قسمت کوچکی از زندگی است. اگر بیشتر وقتتان را بگذارید روی شطرنج، از دیگر مواهب زندگی بی بهره می مانید. اگر یاد نگیرید که چگونه فرزندانتان را به شیوه ای که علوم تربیتی توصیه می کنند، تربیت کنید، به احتمال زیاد در آینده دچار مشکلات جدی در این باره خواهید شد. اگر چیزی درست و حسابی درباره ی عشق ندانید، الکی عاشق می شوید که معمولاً عاقبت خوشی ندارد. اگر ملزوماتی از اقتصاد و بازار و تحولات سیاسی اجتماعی ندانید، زندگی برایتان خیلی سخت تر می شود. اگر حقوق مدنی و شهروندی و اجتماعی و انسانی خود را ندانید، مجبورید مورد اجحاف واقع شدن را برای همیشه تحمل کنید و ... .

یادگیری چنین مواردی درست به اندازه ی یادگیری شطرنج، گسترده و وسیع و جالب است و به این زودی ها تمام نمی شود. پس باید یک حداقل هایی را از هرچیزی بدانیم و محدوده ی این حداقل ها را تنها زمانی خواهیم دانست که به طور جدی به آن ها روی بیاوریم. می دانید که از نظر بزرگان، مشکل اساسی بشر در تمام طول تاریخ، جهالتش بوده. و این جهالت هم ریشه ی خرافات و عقیده به موهومات و تعصبات و ... است.

این که گیر بدهیم به یک کار یا علم به خصوص، مظهر آشکاری از جهل و بی خبری است. افسار و ابزار دست سرمایه داران و سیاستگذاران می شویم و خودمان هم خبر نداریم!

دیگر گذشت آن زمان که کاریزماها ایجاد تحول می کردند. دنیای امروز، عصر اطلاعات است. همه ی ما انسان ها سرنوشتمان به هم گره خورده و پیشرفتمان در گرو کنار گذاشتن خودخواهی ها و زیاده روی هایمان است. کافی است هر کسی وظیفه ی انسانی خودش را به درستی انجام دهد، حتی اگر بقیه این کار را نکنند! به قول دکتر پیمان آزاد: متوسط بودن، شاهکار است.

برای این که در کاری بهترین شویم باید سرمان را بکنیم در لاک خودمان و دائم در رقابت و مسابقه با دیگران باشیم. در این حالت چیزی از بقیه ی چیزها و جنبه های دیگر زندگی نمی دانیم و در نهایت، سود و نتیجه ی کارمان به دست کسانی می رسد که به ما پول داده اند یا با ما قرارداد بسته اند.

خود شطرنج و اصول اقتصادی به ما می گویند:

ارزش چیزی که به دست می آوریم برابر است با ارزش چیزهای دیگری که به ازای آن از دست می دهیم.

اگر می خواهید در شطرنج یا هر کار دیگری بهترین شوید، باید زندگیتان را فدایش کنید و من به شما اطمینان می دهم که در آن صورت، زندگی دلچسبی نخواهید داشت.

کاسپاروف وقتی که تقریباً همه را شکست داده بود، اصلاً حالت روحی و روانی خوبی نداشت.

ناپلئون بناپارت می گفت: کیست که مغلوب پیروزی خود نشود!؟

به نظر من شطرنج بازی کردن تا حدی که باعث پیشرفت ذهن و دیدگاه ما بشود، خوب است ولی درگیر رقابت شدن در شطرنج، بیشتر به خاطر اثبات خود به دیگرانی است که همیشه زندگی ما را خراب کرده اند و می کنند و هرکاری کنیم، آخر هم آدم نمی شوند! (این از غرور عصبی ما ناشی می شود)

آلبرت اینشتاین (فیزیکدان معروف) و ایمانوئل لاسکر (که ۲۷ سال پیاپی قهرمان شکست ناپذیر شطرنج بود) با هم دوست بودند. هر دو فیلسوف بودند. اینشتاین همیشه به لاسکر توصیه می کرد که رقابت را کنار بگذارد ولی لاسکر به خرجش نمی رفت تا این که پیر شد و از نابغه ای جوان و خوش تیپ و نوظهور به نام کاپابلانکا شکست خورد.

اگر می خواهید زندگیتان را برای "اثبات خودتان" تلف کنید، خودتان مسئولش هستید.

در آخر، این نوشتار را با دو جمله از کاسپاروف تمام می کنم:

شطرنج، شکنجه ی ذهن است.

شطرنج، بازی خیلی پیچیده ای است ولی زندگی از شطرنج هم بسیار پیچیده تر است.

+ (حتماً می دانید که کاسپاروف هم از سال ۲۰۰۵ ، شطرنج حرفه ای را کنار گذاشت و به فعالیت های سیاسی روی آورد و از آن موقع چندین بار به زندان افتاد!)

 منبع وبلاگ خانه شطرنج دورود

به نقل از وبلاگ تاراج