خداحافظی مدرسه پیرمردها با جام جهانی !
ساعت ۸:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢٧  کلمات کلیدی:

(تحلیل روان‌شناختی تیم ملی فوتبال کشورمان در رقابت‌های انتخابی جام جهانی)
دکتر علی‌رضا دهباش(روان‌شناس): آیا فوتبال فقط یک ورزش است؟ آیا اثرات فوتبال فقط در حد یک رشته ورزشی است؟
فوتبال یک پدیده اجتماعی است که بر فرهنگ ، سیاست ، اقتصاد وتقریبا همه چیز اجتماع اثر می گذارد. فوتبال فقط بوجود آورنده اشکها و لبخندها در یک مقطع زمانی خاص نیست.
براستی فوتبال چه نیرویی دارد که گاه میلیاردها نفر در سراسر جهان به تماشای یک مسابقه می نشینند.  در واقع می توان گفت فوتبال زبان مشترک و جهانی میان ملل مختلف است.
امروزه حتی سیاستمداران از فوتبال بهترین بهره برداری را می کنند. در جریان حمله امریکا به افغانستان در سال 2001 ، یکی از اولین اقداماتی که امریکائی ها در افغانستان انجام دادند برگزاری یک مسابقه فوتبال بین نیروهای ائتلاف (اشغالگر) و تیم ملی افغانستان بود. چرا؟
برای اینکه سیاستمداران می‌دانند فوتبال بعنوان یک محرک خوشایند اجتماعی در سراسر جهان عمل می کند و با برگزاری این مسابقه قصد داشتند از خشم و کینه مردم افغانستان  نسبت به خود بکاهند و خود را پیام آور صلح و دوستی جا بزنند. بلی فوتبال فقط فوتبال نیست.
به راستی آیا سیاستمداران و مسئولین ورزش ما هم ارزش فوتبال و تاثیر آن بر حوزه‌های مختلف اجتماع را می دانند؟
با این مقدمه به سراغ تحلیل روان شناختی تیم ملی فوتبال کشورمان در رقابتهای انتخابی جام جهانی می رویم. پس از قرعه کشی و گروه بندی تیمها همگان ضمن خشنودی از نتیجه قرعه کشی به این نتیجه رسیدند که راه صعود به جام جهانی در این دوره چندان دشوار نیست و باید بدون اما و اگرها به این رقابتها صعود کنیم. قرار گرفتن یک مربی خوش سابقه  به نام کی روش در راس تیم ملی نیز این امید را بیشتر کرد.
با شروع بازیها این امید کمی همراه با نگرانی شد. آنچه در بازی اول مقابل ازبکستان دیدیم تقریبا شبیه بازی یک گله بود که فقط دروازه ایران وجود داشت و در دقایق پایانی و شاید ازروی خوش شانسی ما ایرانیها بود که روی یک ضد حمله و همکاری دو جوان فوتبال ما (خلعتبری و انصاری فرد) به گل و یک پیروزی خفیف و البته ناعادلانه رسیدیم.
آن زمان همه با این توجیه که مربی تیم ملی نیاز به زمان بیشتر ی دارد و با ید حمایت از تیم ملی در اولویت باشد ،کنار آمدند و زبان منتقدین بسته شد.
در بازی با قطر در حضور صدهزار تماشاگر در ورزشگاه آزادی به نتیجه ای بهتر ازمساوی نرسیدیم. در بازی با لبنان هم با یک دنیا ادعا و با ستاره های حبابی خود به دو رکورد شگفت آور دست یافتیم و آن هم خوردن گل از لبنان و باخت تاریخی به این تیم بود چرا؟
در یک بررسی ساده در مورد نقش عوامل روانشناختی تاثیر گذار بر عملکرد تیم ملی می پردازیم. بر این اساس می توان گفت که معنای کلیدی انگیزه کسب موفقیت است که بیشتر آن به شخصیت مربی بستگی دارد مانند رفتار دادن هیجان به بازیکنان در بهتر کردن خودشان وقبول این که آنان قادر به پیشرفت هستند.
حال این سئوال مطرح می شود که آیا آقای کی روش در این مورد موفق بوده است ؟ آیا توانسته با ایجاد انگیزه پیشرفت در بازیکنان ، تیم ملی را به سمت عملکرد مطلوب هدایت کند؟ با نگاهی به نتایج که اول برد، دوم مساوی و سوم باخت به دست آمده است می بینیم که پاسخ خیر است و تیم روند ی کاملا نزولی را طی می کند.
شاید با در نظر گرفتن سن این مربی و مشاهده علائم رفتاری ایشان بتوان گفت که میزان هیجان خواهی ایشان بسیار پایین است و با این کاراکتر توانایی تهییج و تحریک بازیکنان تیم ملی را نداشته باشد. داشتن یک ویژگی خاص شخصیتی ،  به تنهایی اختلال و اشکال نیست اما در فوتبال این ویژگی لازم و ضروری است.
در بسیاری از موارد، دلیل شکست افراد در انجام وظایف شغلی ناشی از همسو نبودن ویژگی های شخصیت شاغل و ویژگیهای شغلی است که به عهده دارند. در مورد آقای کی روش شاید اغراق نباشد که بگوئیم  که ایشان دارای برخی صفات شخصیتی خاص است که می تواند در عملکرد ایشان تاثیر منفی داشته باشد.  در واقع از دید روان شناسی کار شخصیتهای همه چیز دان داری این ویژگی ها هستند :
 فکر می کنند در همه زمینه ها متخصص هستند ، متکبر هستند ، اگر اشتباه کنند حالت تدافعی به خود می گیرند .
آیا کی روش تا به حال اینگونه نبوده است؟ آیا تا به حال انتقاد پذیر بوده یا کاملا تدافعی عمل کرده است؟ ایشان پس از بازی با لبنان گفتند: شما نمی توانید بخاطر این اشتباه بازیکنان و تیم را سرزنش کنید !
همچنین دو ویژگی که افراد منفعل از آن برخوردارند عبارتند از:
 - چهره ای سرد و بی احساس دارند ، نگاه های خیره و بی تفاوت دارند.
وقتی واکنش کی روش را پس از بازی با قطر و لبنان مورد مطالعه قرار می دهیم دو ویژگی فوق را در رفتارش بوضوح در می یابیم و انگار این آقا بقول معروف ککش هم نمی گزد که تیم ما در چه سراشیبی قرار گرفته است.
اگر بخواهیم تمام ناکامی های تیم ملی را بعلت  عملکرد مربی تیم  بدانیم راهی به دور از انصاف پیموده ایم. وقتی عملکرد بازیکنان تیم را مورد بررسی قرار می دهیم  چند نکته مهم توجه هر فوتبال دوستی را جلب می کند. شاید ابتدایی ترین آن میانگین سنی بالای تیم است که تیم ما را به مدرسه پیرمردها تبدیل کرده است بویژه در خط هافبک تیم ، که در واقع موتور محرکه تیم باید باشد این موضوع  بعنوان یک کاتالیزور منفی  کاملا خود را نشان داده است وتیم را فاقد  سرعت و شادابی و جنگندگی کرده است.
موضوع دیگربی انگیزگی بازیکنان است. اکثر بازیکنان تیم ملی کسانی هستند که اشباع شده اند و افکار آنها بیش از آنکه درگیرفوتبال باشد به مسائلی دیگر مانند مسائل اقتصادی متمرکز است.بازیکنانی که به لطف رسانه ها به شهرت بیش از اندازه رسیده اند دچار اعتماد به نفس کاذب نیز هستند و برای تیمهایی که از سابقه  نسبتا خوبی برخوردارند بزرگترین مشکل می تواند اعتماد به نفس بیش از حد و خشنودی از خود باشد. همانگون که در بازی با لبنان از همین ویژگی ضربه خوردیم.
به راستی چرا بازیکنانی که مدتها در ترکیب تیم باشگاهی خود قرار نگرفته اند و یا عملکرد قابل قبولی نداشته اند چرا در ترکیب تیم قرار می گیرند؟
تیم ما فاقد انگیزه پیشرفت است. انگیزه پیشرفت در ورزشکاران ویژگی ارزشمندی به شمار می‌رود و از همین رو ، به این حوزه از روان‌شناسی توجه بسیاری شده است .پیشرفت عبارت است از میل به انجام دادن خوب کارها در مقایسه با معیار برتری. این نیاز افراد را برای جست‌وجو کردن «موفقیت در رقابت با معیار برتری» با انگیزه می‌‌کند. انگیزه پیشرفت نشانه های رفتاری زیر را به همراه دارد: 
برای به انجام رساندن کاری دشوار به گونه ای پردوام, سخت, پیگیر و بی امان تلاش کردن. 
در راستای هدفی دوردست و بزرگ همه مساعی خویش را به کار گرفتن و با همه وجود تان خود را وقف ان  هدف کردن. 
در برنده شدن مصمم بودن. 
برای به انجام رساندن هرکاری به بهترین شیوه تلاش کردن.
از رقابت جدی لذت بردن. 
به واسطه حضور دیگران بر پیشگام بودن , برانگیخته شدن. 
نیروی اراده خویش را به کار بستن و برملالت و  خستگی چیره شدن.
با مرور بازیهای تیم ملی هیچ نشانی از این ویژگی ( انگیزه پیشرفت ) در بازیکنان نمی بینیم.
به نظر شما آیا ویژگی های فوق در بازیکنان تیم ملی دیده می شود؟
بیل بیسویک روان شناس ورزشی سابق تیم منچستر یونایتد می گوید: انگیزه لازم است زیرا بازیکن قصد دارد برنده شود و در یک تیم ورزشی بیشترین انگیزه باید وجود داشته باشد، زیرا بازیکنان می خواهند با هم برنده باشند.
بدون تعارف و با احترام به عرق ملی همه هموطنان و احترام به مجموعه تیم ملی ، باید گفت با ادامه رویه فعلی تیم ما به جام جهانی نمی رود و باید خداحافظی با جام جهانی را باور کرد.
اگر بخواهیم بیش از این صبر کنیم بدون شک در آینده و پس از بازی با کره کار بسیار دشوارتر خواهد شد و بایست دست به دعا شویم تا تیمهای دیگر برای ما بازی کنند و هزار اما و اگر و...
تیم ملی نیاز به یک خانه تکانی دارد وفدراسیون نباید دست روی دست بگذارد. متاسفانه فدراسیون به جای آنکه ناظر بر کار کی روش باشد و به ارزیابی عملکرد وی بپردازد اختیار تام را به او داده و به قول معروف ریش و قیچی دست اوست!
این تیم با بازیکنان مسن و بی انگیزه به هیچ جایی نمی رسد و تیم نیاز به خون تازه و نیروی جوانی دارد. به لیگ نگاه کنید . تیمهایی که بی ادعا و با انگیزه و بدون ستاره های حبابی کار می کنند به بالاهای جدول آمده اند و کهکشانی ها ! رتبه هایی خجالت آور را کسب کرده اند.
تیم ملی در سه بازی فقط یک گل زده است آیااین یعنی ضعف در گلزنی نیست؟ در چنین شرایطی آیا جلال رافخایی پر انگیزه که آقای گل لیگ هم هست نمیتواند کمک حال تیم باشد؟
از 9 تیم اول لیگ فقط 7 بازیکن در تیم ملی وجود دارد اما از تیمهای کهکشانی پایین جدولی ، تا دلتان بخواهد.
به اعتقاد بیل بیسویک روان شناس تیم منچستر بازیکنان و مربیان پنج پله برای رسیدن به عملکرد مطلوب را باید در نظر بگیرند: گام اول: شیوه زندگی ،گام دوم : فیزیکی ، گام سوم:فنی ، گام چهارم ذهنی ، گام پنجم هیجانی .
تیم ملی ما بدون شک در این پنج گام مشکلاتی دارد که اینچنین نتیجه گرفته و و ظیفه روانشناس و کادر فنی تیم است که به این موضوع رسیدگی کنند.
به نظر نگارنده بایستی برای تعدادی از بازیکنان تیم ملی بازی خداحافظی با شکوه برگزار کرد و از زحمات گذشته شان قدر دانی نمود و برخی دیگر نیز فعلا نمی توانند این تیم را به سر منزل مقصود برسانند. ورود جوانان با انگیزه و جویای نام از هر ستاره کاغذی دیگری برای تیم سودمند تر است.اگر می خواهیم کابوس خداحافظی با جام جهانی را کنار بزنیم باید به فکر تغییررویه باشیم ودر غیر اینصورت و با ادامه روند کنونی حتما خداحافظی می کنیم. امید است با احساس مسئولیت اجتماعی و ملی فوتبالدوستان ومتخصصین و پیشکسوتان این حوزه یک جنبش اجتماعی مثبت و حمایت کننده برای تیم ملی ایجاد شود و با تصمیم مسئولانه دست اندر کاران فوتبال کشورمان شرایط صعود به جام جهانی فراهم شود.