نمادشناسی در شطرنج
ساعت ٥:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/٦  کلمات کلیدی: مقالات- داوری ومربیگری در شطرنج
نمادشناسی شطرنج
شطرنج، بازی کهنی است که طی قرون متمادی گذشته در نقاط مختلف جهان بازی شده و مورد تعمق و تأمل قرار گرفته است. در ادامه به پنج سطح نمادپردازی این بازی اشاره می کنم و امیدوارم مورد استفاده علاقه مندان قرار گیرد:
سطح_اول:
نخستین و آشکارترین سطح نمادپردازی این بازی، بازنمایی صحنه جنگ است. پیاده شطرنج بازنمایی سرباز یا پیاده نظام سبک است. اسب و فیل بازنمای سواره نظام و نیروی زرعی، رخ بازنمای ارابه های جنگی سنگین باستان، وزیر بازنمای فرماندهی جنگ و شاه بازنمای فرماندهی کل یا حتی اراده نبرد است. 
سطح_دوم:
دومین سطح نمادپردازی شطرنج، جنبه کیهان شناختی دارد و هر چند وضوحش کمتر از سطح اول است. صفحه شطرنج بازنمود دنیاست. چهار مربع مرکزی صفحه شطرنج معرف چهار مرحله اساسی همه ادوار، اعصار و نیز فصل هاست. (دوازده) مربعی که بلافاصله آنها را در برگرفته اند به مثابه مدار خورشید، یا دوازده نشانه منطقه البروج هستند، حال آنکه (بیست و هشت) مربع خارجی، نمایشگر بیست و هشت خانه ماه هستند. سیاه و سفید بودن مربع ها هم معرف شب و روزند. مربع های هشت در هشت آن، معرف انجماد حرکت های کیهانی است که در زمان پدیدار می شوند. به طور کلی این صفحه کیهانی، نماد جنگ فرشتگان و اهریمنان است. 
سطح_سوم:
سومین سطح نمادپردازی شطرنج به خود انسان و به بیان دقیق تر، به نفس باز می گردد. اگر معنای مهره های مختلف شطرنج به قلمرو روحانی منتقل شود، شاه به صورت دل (دارای بصیرت) یا روح در می آید و سایر مهره ها قوای متعدد نفس هستند. در این سطح از دست دادن شاه به معنای از دست دادن دسترسی به دل فرد است و لذا فنا و نابودی در پایان بازی (بازنمایی حیات زمینی) و کیش و مات شاه حریف به معنای شکست "من" شخص در مقابل پیروزی و شادی حریف در بازی است. 
سطح_چهارم:
این سطح نمادین کاملا روحانی و در واقع در تضاد با نمادپردازی نفس است که بازی تنها در صورت پیروزی، با دستیابی به دل و روح پایان می پذیرد و مراتب سفر در "روح" را نشان می دهد. در اینجا بازی به آینه ای خاص میان همه سطوح نمادپردازی تبدیل می شود. در واقع نمادی واقعی از نماد جنگ (جسم عالم)، نفس عالم، انسان (جسم، نفس، روح) و روح عالم است که یکجا تجلی می یابد. 
سطح_پنجم:
آخرین سطح که تنها شطرنج بازان ورزیده آن را درک می کنند؛ به رابطه فرد با تقدیر خویش مربوط می شود. بر خلاف بازی های مشابه که تقدیر با تاس تعیین می شود، تقدیر در شطرنج بر اساس انتخاب های فرد بر اساس هشیاری و در هر لحظه از بازی رقم می خورد. هر انتخاب اشتباه به تدریج قدرت تحرک و مانور بازیکن را کاهش می هد و این قانون کنش جهان است و آزادی عمدتا به شناخت این قانون و حکمت بستگی دارد. "روح" حق است و به واسطه حق، انسان آزاد می شود، بیرون از "روح" حق، انسان برده تقدیر است و مهمترین آموزه شطرنج همین است. 
شطرنج تنها یک بازی ساده نیست، شکلی از مراقبه و عرفان است. 
از کتاب سرچشمه_مقدس/ قاضی بن محمد/ نشر حقیقت

شخصیت قابل تغییر است؟
ساعت ٥:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/٦  کلمات کلیدی: متفرقه
آیا می توانیم شخصیت مان را تغییر دهیم؟
این سئوال قدیمی نه تنها توسط مذاهب و باورهای مختلف جواب داده شده است بلکه سئوالی است که تک تک انسانها، در طول زندگی مدام با آن روبرو می شوند چه از طرف دیگران و چه از طریق کنجکاوی شخصی خودشان … عقیده ها در این زمینه بسیار متنوع هستند. اجازه دهید بخش های از آنها را مرور کنیم:
بله ما تغییر می کنیم 
می گویند دو عامل وجود دارد که ما را به سمت این جواب می کشاند که بله ما تغییر می کنیم. اول اینکه ما  قادر به تغییر و کنترل عادت های مان هستیم و مثال ساده اش تغییر عادت مان از سیگار کشیدن به ترک همیشگی آن است.
دومین دلیل که می تواند ثابت کند ما تغییر می کنیم عوض شدن شرایط است. برای این دلیل هم مثال های شخصی و عمومی زیادی وجود دارد ولی یک آزمایش معروف به نام « تجربه زندان استانفورد» وجود دارد که در سال  1971  ثبت شده است.
24 دانشجوی سالم تعهد می دهند که بین 7 الی 14 ر در دو گروه زندانبان و زندانی به صورت واقعی به سر ببرند. زندانبانها حق هر نوع تحقیر و خشونتی را در حد روال معمولی زندان ها داشتند و زندانی ها نیز از همان حداقل حقوق معمول ۴۵ سال پیش امریکا برخوردار بودند.
زندانبانها لباس یکدست شبه نظامی می پوشیدند و عینک دودی می زدند تا تماسِ چشم در چشم با زندانی ها نداشته باشند. تجربه فوق به خرج مرکز تحقیات نیروی دریایی امریکا انجام می شد و مدیر تحقیق، دکتر روانشناس Philip Zimbardo نیز به عنوان مدیر زندان، ناظر اجرای کامل شرایط زندانیان و زندانبانان بود.
دکتر  Zimbardo در توضیح وظایف تیم زندانبان صریحا اشاره کرد که «هیچکس حق تنبیه فیزیکی یا جلوگیری از خوردن و نوشیدن زندانی ها را ندارد. ولی زندانبان ها می بایست غرور زندانیان را بشکنند. ترس در آنها ایجاد کنند و از هر نوع رفتار تحقیرآمیز کوتاهی نکنند »
تجربه فوق در روز ششم متوقف شد و قبل از آن نیز دو زندانی (دانشجو) از این گزارش تجربه خارج شدند. نتیجه گیری که تیم تحقیاتی می خواستند بگیرند این بود که اگر شرایط  و موقعیت دانشجوها عوض شود شخصیت شان تغییر خواهد کرد.
مدارک و گزارش ها و حتی فیلم و عکس آرشیو شده نشان می دهد که هر دو گروه زندانبان و زندانی با سرعت، با وضعیت جدیدشان خو گرفتند و در عمل، شخصیت شان تغییر کرده بود. زندانبانها پس از اعمال قدرت، کم کم احساسِ انسانی شان نسبت به زندانیان تغییر کرد و از هر امکانی برای تحقیر و تنبیه شان به عنوان یک خلافکار، استفاده کردند. زندانی ها هم بعد از تحملِ تجربه تحقیر و توهین، ذلیل تر شدن، ناامیدی و و افسردگی را در شخصیت خود احساس کردند.